ورود به صفحه اصلی ایران زیبا
مصاحبه با جیمز براردینلی بزرگترین منتقد تحت شبکه!
جیمز براردینلی (James Berardinelli) در نیوجرسی و در خانواده ای ایتالیایی، آمریکایی به دنیا آمد. در ۹ سالگی به Cherry Hill نقل مکان کردند. از سال ۱۹۸۵ تا سال ۱۹۹۰ در دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد. در همان دانشگاه در رشته مهندسی الکترونیک فارغ التحصیل شد. بعد از پایان تحصیلات هم در شرکتی در نیوجرسی مشغول به کار شد. او تا به امروز در زمینه های مختلف رشته تحصیلی اش کار کرده است. همچنین او در سال ۲۰۰۴ با یکی از مخاطبانش ازدواج کرد. براردینلی پذیرفته بود که یک کودک است و بخاطر همین هم وقتش را در سالنهای سینما سپری نمی کرد. او به عنوان یک نوجوان هم در طول سال ۵-۶ فیلم بیشتر نمی دید. او تا زمانی که به دانشگاه رفت علاقه ای به سینما نداشت. در سال ۱۹۹۱ یک سال پیش از آنکه او به نقد نویسی مشغول شود، ۳۰ فیلم تماشا کرد. این تعداد فیلم، در سال ۱۹۹۲ به ۱۸۰ عدد رسید. در این زمان بود که او برای فیلمهایی که می دید نقد می نوشت. در سال ۱۹۹۳ زمانی که او به طور حرفه ای شروع به نقد نویسی در محیط اینترنت کرده بود در سال بین ۲۲۰ تا ۲۵۰ فیلم تماشا می کرد. بر اساس نقد هایی که نوشته است، از سال ۱۹۹۷، تخمین زده می شود که او ۷۰۰۰ فیلم تاکنون تماشا کرده است. جیمز براردینلی تا به امروز بیش از ۳۳۰۰ نقد از فیلمهایی که تماشا کرده است را بر روی وب سایت خود منتشر نموده. به طور متوسط او سالی ۳۰۰ نقد بر روی سایتش قرار می دهد. بر اساس آمار، وب سایت او روزانه ۷۰ تا ۸۰ هزار بیننده دارد. افراد و منتقدان بزرگی چون راجر ایبرت هم درباره او نظرات مثبتی دارند. او جیمز را بهترین منتقد تحت شبکه می نامد. این نویسنده و علاقمند سینما یکی از افراد وبلاگ نویس هم هست که در سایت خود بخشی را به افکارش اختصاص داده است.
وب سایت سرزمین سینما افتخار دارد که برای اولین بار و به شکلی کاملا اختصاصی به مصاحبه با این منتقد بپردازد و نظرات او درباره سینما را جویا شود. البته پیش از آنکه به خود مصاحبه بپردازیم، لازم می دانم از تمام کسانی که باعث شدند تا این مصاحبه شکل بگیرد تشکر کنم. در این راه فرید عباسی عزیز نویسنده این سایت، بیشترین زحمت ها را به دوش کشید. این مصاحبه حاصل نامه نگاری های او با این منتقد بود که سر انجام به نتیجه رسید. کار ترجمه این مصاحبه و برگرداندن آن به زبان فارسی هم محصول مشترک فرید و جناب “کاوه تقربی” است که به بهترین شکل مصاحبه را ترجمه و در اختیار خوانندگان گذاشتند.
متن سوال و جواب هایی که بین جیمز براردینلی و سرزمین سینما رد و بدل شده است را می توانید در زیر بخوانید:
روبروتو روسلینی در سال ۱۹۷۷ در منصب رئیس هیئت داوران جشنواره کن، در حالی که بخاطر کیفیت پایین فیلم ها از در غذر خواهی بر آمد نقل کرد که “تقصیر این فستیوال نیست، بلکه تقصیر خود سینماست.”
نظر شما درباره اینکه سینما به به فرمی از رسانه گروهی تبدیل شده است، چیست؟ آیا ما واقعا فیلم ها را همانند دهه های ۵۰ و ۶۰ خلاقانه و پرانگاشت می بینیم؟
نه، اینطور نیست. امروزه سینما، جوانان ۱۲ تا ۲۹ ساله را هدف قرار داده و هنگامی که این فیلم ها به سینما می آیند به مثابه یک شگفتی محسوب نمی شوند. پس، ما تعداد بسیاری فیلم های بی معنی و با کمترین ارزش سینمایی را شاهد هستیم.
آیا فکر نمی کنید چیزی که روسلینی گفته است، امروزه شاهد بدتر شدن آن هستیم؟
او درست به هدف زده است، اما از زمانی که فیلم ها برای پول ساخته می شوند، انگیزه ای در فیلمسازان برای تغییر نمانده است. فیلم های ابداعی و هوشمندانه، بسیار سخت در محیط امروزی از نظر مالی تامین می شوند.
آیا منتقدان به بهتر شدن فیلم ها کمک می کنند یا بالعکس؟
امروزه نقش یک منتقد تقلیل یافته است. اصولا برای فیلم های پر زرق و برق و بلاک باستر ها، نظر منتقد را جویا نمی شوند.
یک منتقد باید دارای چه خصوصیاتی باشد که بتواند یک منتقد خوب شناخته شود؟
آگاهی او از تاریخ سینما، توانایی تحلیل کردن یک فیلم، توانایی متقاعد کردن خواننده و داشتن نظری منسجم.
از نظر شما چه عواملی در فیلم مهم هستند که شما یک فیلم را شاهکار می نامید؟
یک شاهکار خودش را اعلام می دارد. هیچ دستورالعمل واقعی برای این نیست. مسلما یک شاهکار، باید دارای فیلمنامه خوب، بازی های خوب، فیلمبرداری خوب و روند ارائه روانی داشته باشد. بسیاری از فیلم ها دارای این کیفیت هستند اما شاهکار نیستند.
بطور کلی یک منتقد چه کاری می تواند انجام دهد؟ آیا یک منتقد می تواند به دیگران کمک کند که فیلم ها را از راه بهتری نظاره گر باشند؟
بعضی اوقات خواندن یک نقد (Review) قبل از دیدن فیلم ذهن آدم را برای فیلم آماده می کند و به سنجیدن و تشریح کردن چیزهایی در فیلم می پردازد که ممکن نیست از راه دیگری از آنها باخبر باشند. منتقدان برای کسانی که چیزی بیشتر از رفتن به سینما صرفا جهت سرگرمی می خواهند، قطعا منابع ارزشمندی هستند و البته یک نقد بر فیلم لبه بهشت (The Edge Of Heaven) ارزشمند تر از ایندیانا جونز و قلمرو کریستال است.
اسم جیمز برادینلی همیشه در بالای لیست منتقدان خارجی Imdb قرار دارد. چه چیزی شما را به یک منتقد
قابل قبول تبدیل کرده است؟
به نظر من بخاطر طول دوران فعالیتم است. من از سال ۱۹۹۲ تاکنون به شیوه آنلاین نقد کرده ام که من را به عنوان یکی از اولین کسانی که نقدشان را به صورت آنلاین منتشر کرده اند، می شناسند.
و به عنوان آخرین سوال نظرتان راجه به کارگردانان ایرانی چون عباس کیارستمی با ساختن فیلمی رادیکال همچون شیرین چیست؟
به نظر من ارزشمند ترین جنبه کیارستمی دو لبه بودن فیلم های او است. او دیدگاهی را در فیلم هایش به نمایش می گذارد که منحصر بفرد و جالب است (حداقل برای آنهایی که در غرب زندگی می کنند) و اینکه او داستانهایی را بیان میکند که در هیچ جای دیگر در دنیا نمی توانست گفته شوند. (یا قابل گفته شدن نبودند.)
من او را همانند کارگردانان چینی که دولت هایشان را به مبارزه می طلبند می بینم… هیچ کس جز آنها نمی تواند چنین فیلم هایی بسازند. آنها در موقعیت منحصر بفردی هستند و با مشکلات عدیده ای برای ساختن فیلم ها مواجه هستند.
منبع:سرزمین سینما






هنوز دیدگاهی وجود ندارد.
متاسفم، بخش دیدگاه در این زمان بسته است